مورد داشتیم

مورد داشتیم تو خوابگاه هر کی رو بگی میشناخت و روزانه با 75 درصدشون مکالمه داشت، بعد در طول روزم کاملن خوشحال و شاداب بود ...
اونوقت رو بک گراند گوشیش نوشته بود خدایا ...خیلی تنها شدم ...
ینی میخاستم از وسط به هفت قسمت مساوی تقسیمش کنم!!!

@_@


یه مورد دیگه هم تو خوابگامون داشتیم یه شب قبل امتحانش تا صبح بیدار میموند درس میخوند بعد صبح میخوابید و از امتحانش جا می موند تازه میومد ب ماها غر میزد


مورد داشتیم از نا کحا اباد اومده بود هفته اول اصلاح کرد هفته دوم زبون دراورد هفته سوم عاشق شد هفته چهارم لو رفت(پیش خانواده) هفته بعد مجبور به ترک تحصیل وخلاصه ازدواج اجباری از طرف ن.ح


یادش بخیر اونوقتا تو دانشگاه آقای پارسا برای بچه های خوابگاه کلاس آموزش اینترنت گذاشته بود اونوقت یه خنگی با کلی ناز و ادا برگشت گفت:

آقای پارساااااااااااااااا این adminکیه؟خیلی باحاله تو همه سایتا عضو شده اسمشم تو همه کامپیوترا هست...!!!!!!!!!!

پارسا:0_o

ما:*_*،^_^،._.

هیچی دیگه بنده خدا آقای پارسا تا 8ساعت فقط برای اون توضیح داد ک ادمین چیه آخرشم طرف نفهمید عاشق ادمین شده بود عشق کورش کرده بود نمی خواست باور کنه ادمین آدم نیست


مورد داشتیم رفته بود از آقای آجرلو جوراب بخره تازه اونم جوراب رنگ پای طوسی

یه مورد داشتیم تو خوابگاه خمیر دندونش تموم شده بود آب ریخته بود توش واسه استفاده بیشتر


مورد داشتیم بهش گفتم برو گوشیمو بیار............. بعد از کمی به گوشیه زنگ زده ببینه کجاس فهمیده دست خودمه جواب دادم میگه سلام گوشیت کووو؟؟؟؟؟؟

منم با ارامش جواب دادم همون حوالی تختو زیر و روشو بگرد پیدا میکنی.......
قطع کرده بعد 5 دقیقه برگشته میگه ببخشید پیدا نکردم!!!!!!!!!!!





نظرات 2 + ارسال نظر
peter b,jaks پنج‌شنبه 10 بهمن 1392 ساعت 18:43

your weblog is good. Its not bad.

مهدی پنج‌شنبه 10 بهمن 1392 ساعت 21:14 http://bivatan.blogsky.com

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.