عکس ارسالی از آقای م.م



با تشکر از آقای م.م ب خاطر ارسال عکسای زیباشون



تنه درخت سوتی ن.ح

ن.ح میگه:

بعدازظهر تابستونی بود من و ش.م رفتیم تو حیاط دانشگاه معمولا تو اون ساعت کسی اونجا نبود ش.م داشت با برگ درختا بازی میکرد منم اومد یه شاخه از درخت بکنم که یهو یه تنه گنده درخت اومد تو دستم اما چشمتون روز بد نبینه که دیدم پسرای ترم بالای نرم افزار جلوی سلف منو نگاه میکردن که یکیشون گفت: ا بوی درختن د جا کن( ای وای درخت را از ریشه کند)خلاصه من و ش.م دو پا داشتیم دوتا دیگه قرض کردیم پا به فرار اما من هول کردم با تنه درخت فرار کرده بودم ش.م گفت ن اینو کجا میاری تازه فهمیدم سوتی اندر سوتی