تقلبی های اتاق1/2در خوابگاه دانشگاه

امروز میخوام داستان تقلبی هامون رو براتون تعریف کنم

بنام خدا

یادش بخیر من و جند نفر از دوستای هم خوابگاهیم طول ترم اصلا درس نمیخوندیم و لی در عوض همیشه همه دزس هارو قبول میشدیم آخه همیشه تقلبی میکردیم اونم با هنذفری

شب امتحان ک همه بیدار میشستن و درس میخوندن من و ن.ح-م.ر-م.ع-ن.ا-ش.م-م.س می خوابیدیم و ساعت شروع امتحان شاد و سرحال میرفتیم سر جلسه امتحان و س.ب-م.ا-س.س-پ.پ در اتاق (اتاق۲/۱)رو میبستن و برای ما می خوندن و ما هم می نوشتیم البته ناگفته نماند که گفتن سوالا سر جلسه امتحان خیلی سخت بود مخصوصا بعد از اینکه یه نامرد رفت و ما رو لو داد اما شانس آوردیم طرف روزی ک آخرین آمتحانمون رو دادیم فهمید و همه رو با خبر کرد بعد از اون ترم بعد همه عزا گرفته بودیم که حلا باید چکار کنیم در همین حال و هوا بودیم ک م.ع یه فکر جالب ب ذهنش خطور کرد و ما رو از دلشوره و نگرانی نجات داد

م.ع:یه فکر با حال کردم دیگه غصه نخورید

بچه ها:چه فکری بگو بگو

همه از سر و کولش بالا میرفتیم و التماسش می کردیم ک بلا خره ب حرف اومد

م.ع:ما میتونیم ب جای گذاشتن هنذفری توی گوشمون ک دیگه تکراری شده و حتما هم مراقبا این ترم گوشهامون رو میگردن و اگه بزاریم ضایع میشیم هنذفری رو از توی آستین مانتوهامون رد کنیم و یه ساق دست روش وشیم ک پیدا نباشه و محکم و بی حرکت سر جاش وایسه وگوشیش رو روی مچ دستمون بزاریم و دستمون رو بحالت تکیه گاه برای سرمون روی گوشمون بزاریم اینجوری اگه مراقبا بیان بالای سرمون و گوشهامون هم بگردن دیگه چیزی پیدا نمی کنن

با این حرفش همه رو ب وجد آورده بود اونشب همه جزوه هارو کنار گذاشتیم وباز هم با خیال راحت شب رو تاصبح خوابیدیم فرداش همه آماده شدیم(۷-۸نفر بودیم)و رفتیم سر جلسه سوال هارو دسته بندی کردیم و مثلاسوال ۳تا۱رو ن.ح بگه به طرفی ک هبش زنگ میزنه۶تل۴رو م.س بگه وچون همه اونایی که زنگ میزدن و برای ما جواب هارو می گفتن کنار هم بودن سوال هارو بین همدیگه قسمت مکردن و کار همه ما هم آسونتر میشد وقت هایی هم ک نمیتونستیم سوال بگیم اونا سوال هارو میخوندن و ما با سرفه کردن می گفتین اون سوال توی برگه هست یا نه

چقدر دلم برای مراقبا میسوخت چون اسامی ما رو بهشون داده بودن و مطمعن بودن ک ما حتما هنذفری داریم اون روز و روزهای دیگه همش میومدن و گوشهامون رو میگشتن امااااااااااااااا...........

بیچاره خانم ندرییییییییییییییییییییییییییییییییییی چقدر گوشامون رو نگاه کرد تا هنذفری پیدا کنه اما نتونست آخه ما زرنگ تر از اون چیزی ک فکر میکرد بودیم

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.