خداحافظ


از دست دادمت ، به راحتی یک نفس ، به آسانی یک پلک....

خدا حافظ تمام خاطره های قشنگ روزهای ساده گی....

خداحافظظظظظ



نظرات 5 + ارسال نظر
م.م یکشنبه 6 بهمن 1392 ساعت 17:48

واقعا یادش بخیرچه دوران خوبی بودکه دیگه تکرارنخواهدشد

سلام م.م مسول خوابگاهمون هستی؟درست حدس زدم؟

م.م یکشنبه 6 بهمن 1392 ساعت 21:21

نه اشتباه حدس زدی تودانشگاه یه مسولیت کوچیک داشتم مسول خوابگاهتونم فکرکنم دخترباشه نه پسر

پس لطفا خودتون رو معرفی کنید البته زیاد مهم نیست مهم اینه که با معرفتی و سر میزنی و نظر میدی

م.م دوشنبه 7 بهمن 1392 ساعت 00:02

من مسئول تربیت بدنی بودم ... ازبچه های حسابداری

سلام آقای محمودی اتفاقا حدس میزدم ک شما باشید اما اسم نبردم آخه ترسیدم بازم اشتباه کنم
بهر حال خوشحالم کردین ک ب وبلاگم سر زدین البته این وبلاگ متعلق به همه است خوشحال میشم اگه شما هم خاطراتتون رو برای ما ارسال کنید
یادش بخیر یادتونه تو حیاط دانشگاه با بچه های کلاستون نون و خیار گوجه میخوردین؟اونوقت ما هم مثه گدا گدوله ها همش نگاتون میکردیم و هی غصه میخوردیم

م.م دوشنبه 7 بهمن 1392 ساعت 15:32

سلام آره واقعایادش بخیرخاطرات خیلی خوبی ازدانشگاه داشتیم الان فهمیدین من کی هستم شماهم معرفی کنین فکرکنم یاسخت افزاربودین یانرم افزار؟

سلام بابا دمتون گرم اگه میخواستم معرفی کنم ک اسمم رو نمیزاشتم گمنام بیخیال حالا بزا ی چند وقتی ازش بگذره بعد خودم رو معرفی میکنم
خیلی با معرفتین هرروز میاین سر میزنین
راستی دوستانتون هم میان؟اونام خبر دارن ک همچین وبی وجود داره؟یادمه آقای غیاثوند هم یه وب طراحی کرده بود اما خیلی وقته ک بیخیالش شده

م.م دوشنبه 7 بهمن 1392 ساعت 18:31

آره به چنتاازدوستام هم گفتم آقلی غیاثوندهم سایتودید وقت کنه میادسرمیزنه منم فعلاکلاسای ارشدم شروع نشده بشتروقتامیام سرمیزنم کلاسامم که شروع بشه بازم سرخواهم زد خوشحال میشم خودتونومعرفی کنین واقعابچه های دانشگاه همه خوب بودن

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.