بعدازظهر تابستونی بود من و ش.م رفتیم تو حیاط دانشگاه معمولا تو اون ساعت کسی اونجا نبود ش.م داشت با برگ درختا بازی میکرد منم اومد یه شاخه از درخت بکنم که یهو یه تنه گنده درخت اومد تو دستم اما چشمتون روز بد نبینه که دیدم پسرای ترم بالای نرم افزار جلوی سلف منو نگاه میکردن که یکیشون گفت: ا بوی درختن د جا کن( ای وای درخت را از ریشه کند)خلاصه من و ش.م دو پا داشتیم دوتا دیگه قرض کردیم پا به فرار اما من هول کردم با تنه درخت فرار کرده بودم ش.م گفت ن اینو کجا میاری تازه فهمیدم سوتی اندر سوتی
سلام خیلی با حال بود من و ک .پ خیلی خندیدیم من رو یاد خاطرات گذشته انداختید
یادمه یدف سرکلاس گوشیم زنگ خورداستادگفت الان بایدبری شیرینی بگیری من تارفتم کلاسمون عوض شده بودیدفه باشیرینی واردکلاس شدم استادح.م سرکلاس بود خواستم خارج بشم یدفه گفت کجا شیرینیوبیارهیچی دیگه مجبورشدم دوباره برم شیرینی بگیرم
سلام آقای محمودی واقعا ممنونم از همکاریتون خعلی با حال بود
http://8pic.ir/images/29803230741993570830.jpg
http://8pic.ir/images/15868186353334847995.jpg
http://8pic.ir/images/98631064797377177206.jpg
http://8pic.ir/images/50442790156178894480.jpg
حالا بنظرم دوستانی که میایم اینجانظرمیزاریم خودمونومعرفی کنیم من که خودم همه بچه های دانشگاه برام محترم بودن وهروقت ببینمشون واقعاخوشحال میشم خدایی هیچ بدی از کسی ندیدم
قبول دارم اما هنوز جا نیوفتاده یه خورده دیگه ک بگذره همه چیز درست میشه و ترس همه میریزه
http://8pic.ir/images/12631768408598584495.jpg
اینم یک عکس باحال دیگه اون که داره نگاه میکنه شباهت زیادی به آقای پورستیو داره
من که روم نمیشه اسمم رو کامل بنویسم اول شما ها اسماتون رو بنویسید بعد منم مینویسم
اما آقای م.م راست میگه بیاید اسمامون رو کامل بنویسیم